گلدونه
هفت مرداد هزار و سیصد و نود و چهار
عزیز دلم، بعد از تقریبا نه ماه میخوام در مورد کلاس های گلدونه بنویسم.
اوایل مهر نود و سه بود که با یه تعداد از دوستات باران، راستین، امیرحسین، رادوین ، مهرسا و یاسمینا رفتیم کلاس های خلاقیت مادر و کودک گلدونه که البته اسمش تغییر پیدا کرده و الان اصلا اسمش رو به یاد نمیارم.
این کلاس ها خیلی خوب بود و ما تو این کلاس ها تقریبا انواع کارها مثل نقاشی کردن، بازی با برگ های پاییزی، بازی با خرده های یونولیت، رنگ کردن نخود و لوبیا و منجوق و کلاژ اونا و... رو با همدیگه تجربه کردی.
تو این کلاس ها شما خیلی خوب همکاری میکردی و کارهای هنری که اکثر همسن و سال هات خیلی سریع رها میکردن و دنبال بازیگوشی راه میفتادن رو با دل و جون انجام میدادی.
و خیلی جالبه که با گذشت نه ماه، هنوز بعضی وقتا دلت واسه گلدونه تنگ میشه و ما خودمون یه کلاس گلدونه تو خونه مون راه میندازیم.
ایشالله از اول مهر میخوام دوباره اسمت رو کلاس خلاقیت بنویسم.





گلدونه
